مرتضى راوندى
200
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تا عهدنامهء بازرگانى تركمانچاى را باطل كنيم . وزير مختار مىنويسد : « در اثبات سودمندى انعقاد قرارداد تجارتى ، هر برهانى كه ممكن بود آورده شد ، اما احمقانه است اگر تصور كنيم كه در جدل و جنگ استدلال ، بتوانيم بر قائممقام فايق آييم . مىدانيم پس از قائممقام ، امتياز آزاد را به انگليس نيز دادند . اما اميركبير بر آن شد كه با پشتيبانى صنعت ملى ، ورود آزاد امتعهء خارجى را از ايران براندازد . همچنين با حركات و عادات خود ، طورى سلوك مىداشت كه جنس خارجه را مردود مىساخت و كسى خريدار نمىشد . اين معنى را نيز شناسانيدهايم كه انگليس با ايجاد كارخانههاى صنعتى مخالفت ورزيد ، و از فرستادن خبرگان فنى دريغ داشت . وزير مختار انگليس ، چنان كه قبلا اشاره كرديم ، به امير گفته بود : « تأسيس كارخانهء صنعتى تجربهء پرخرجى است ، بهتر اين است كه پارچهء فرنگى را به بهاى ارزانتر وارد كنند . از امير پاسخ شنيد : « برپا كردن كارخانهء داخلى ، دستكم ، اين فايده را دارد كه هر پولى صرف آن گردد در خود مملكت مىماند . . . در صورتىكه حال ، بايد براى خريد پارچه شمش طلا بدهيم . » حتى صنف بازرگانان تبريزى از ميرزا تقى خان خواستند كه جلو ورود متاع اروپايى را ببندد و به دولتهاى فرنگ اعلام فرمايند كه هرگاه پس از اين ، قماش مزخرف و بنجل خود را بياورند ، در سرحد ايران ضبط ديوان خواهد گشت . » « 1 » « در شعبان 1251 ، محمد شاه قاجار ، ببهانهء ترويج كالاهاى داخلى ، امر داد كه درباريان و اعضاى خاندان سلطنتى هيچيك از مال التجارهء برجيس نخرند در صورتىكه برجيس در موقع داخل كردن اين كالاها ، حقوق گمركى همه را منظما پرداخته بود . محمد شاه گفت كه هركس اين كالاها را كه او ممنوع كرده بود بخرد ، قرمساق است . عشق و علاقهء مردم به خريد اجناس انگليسى بقدرى زياد بود كه ، با وجود منع شاه ، سه تن از شاهزادگان ، شبانه ، به انبار برجيس آمدند و از او مقدارى اشياء خريدند . برجيس را بالاخره به حضور شاه بردند ، و او پيشكشى لايقى تقديم كرد و به دستور مستراليس ، در باب معاملهاى كه با او شده بود ، هيچگونه شكايتى نكرد . شاه از پيشكشى برجيس مسرور شد و وعده داد كه به او از پدرش ، عباس ميرزا ، بيشتر محبت كنند . سپس به بعضى از نوكران و درباريان دستور داد كه از برجيس همان كالاهايى را كه خود او چندى قبل خريدن آنها را منع كرده بود ، بخرند . » « 2 » سپهسالار شخصا طرفدار حمايت از مصنوعات داخلى بود و در اين باب ، نوشت « وقتى بود ايران بابت حرفت و صنعت ، محسود سكنهء جميع دنيا بود . . . بتدريج ، اهل فرنگستان ميل در تحصيل و تكميل صنايع نمودند ولى از طرف ملت ايران ، بقدرى كه بايد ، سعى نشد . . . اگر چند سال بگذرد ، بتدريج ، اين نمونه هم كه باقى است متروك شده و در جميع اسباب زندگى محتاج به امتعهء خارجه خواهد گرديد . » « 3 »
--> ( 1 ) . فريدون آدميت ، انديشهء ترقى . ص 298 - 297 . ( 2 ) . مجلهء يادگار . سال دوم ، شمارهء 2 ، ص 12 . ( 3 ) . انديشهء ترقى ، پيشين ، ص 317 - 316 .